|
|
امید وارم هر جایی که هستین خوش باشین.
خیلی خوشحالم که بعد از یه دوری یک و نیم ساله دوباره فرصتی به دستم اومده تا بتونم از نو به وبلاگ سری بزنم و شروع به نوشتن کنم.و امیدوارم که کارها طوری پیش بره که دیگه از اینجا دور نشم. از تمامی دوستانی که به من تو این مدتی که نبودم لطف داشتن خیلی خیلی تشکر می کنم تو سری جدید سعی می کنم. فقط در مورد کشور نیجر صحبت کنم .و کمتر از جاهای دیگه حرف بزنم البته می دونم که نمی شه ولی سعی می کنم.
تا بعد كاري از : بهمن | + | موضوع: |
روزی ملایی برای موعظه به مسجد رفت .ولی در مسجد هیچکس را جز مردی دهاتی که در پای منبر نشسته بود ندید.
ملا مردد بود که آیا وعظ کند یا نه؟ سرانجام از آن مرد پرسید :فکر می کنی لازم باشد من فقط برای تو یک نفر وعظ کنم؟ مرد جواب داد:حضرت آقا .من یک مهتر ساده هستم و این چیزها را خوب نمی دانم.ولی اگر من به طویله می رفتم و می دیدم همه اسبها جز یک اسب فرار کرده اند حتما به آن اسب غذا می دادم. ملا از حرف دهاتی خوشش آمد و شروع به موعظه کرد و در حدود دو ساعت نطق غرایی ایراد کرد. پس از پایان موعظه .در حالیکه احساس غرور می کرد خواست از دهان دهاتی هم چند کلمه ای درباره خوبی نطقش بشنود.از اینرو از او سوال کرد: خوب .وعظ من چطور بود؟ دهاتی جواب داد:من که قبلا گفتم یک مهتر ساده ام .و این چیزها را خوب نمی دانم .ولی به هر حال اگر به اصطبل می رفتم و می دیدم که همه اسبها بجز یکی رفته اند حتما به آن غذا می دادم. ولی تمام غذاهایی را که برای همه اسبها برده بودم به آن یک اسب نمی دادم. تا بعد كاري از : بهمن | + | موضوع: |
با سلام
امروز می خواستم یه مطلب جدید براتون بزارم که یه اتفاقی افتاد نتونستم بزارمش سرد شه و داغ داغ تحویل شما میدم موضوع از این قراره که ساعت حدود یک و نیم بعداز ظهر بود دیدم هوای بیرون نارنجی رنگه. واقعا باورش مشکله .ولی اینطور شده بود.طوفان باد و شنی که شروع شده بود کاملا زندگی رو از کار انداخت و دیگه اصلا نمی شد کاری کرد. بعد از این موضوع که حدود نیم ساعت طول کشید باران شدیدی شروع شد که مثله طوفان همچنان زندگی روزمره رو مختل نگه داشت. من به زور تونستم از این موضوعات براتون عکس تهیه کنم.و اینو بگم وقتی به خونه بر گشتم حدود دو کیلو به وزنم شن اضافه شده بود. اینم بگم که عکسهایی رو که از طوفان می بینین تار نیست این شنه که تارش کرده عکسها چطورن؟
تا كاري از : بهمن | + | موضوع: |
امروز می خوام شما رو با یه فضای واقعا شاد آشنا کنم.
باید ببینین تا نظر منو تایید کنین.
www.salatinekhandeh.blogfa.com تا كاري از : بهمن | + | موضوع: |
داستان خویشاوند الاغ
روزی ملا الاغش را که خطایی کرده بود می زد,
یک روز ملا الاغش را به بازار برد تا بفروشد, اما سر راه الاغ داخل لجن رفت و دمش کثیف شد, ملابا خودش گفت: این الاغ را با آن دم کثیف نخواهند خرید به همین جهت دم را برید.
مردی که خیال می کرد دانشمند است و در نجوم تبحری دارد یک روز رو به ملا کرد و گفت:
روزی ملا با دوستش خورش بادمجان می خورد ملا از او پرسید خورش بادمجان چه جور غذایی است؟
روزی شخصی از ملا پرسید: ماه بهتر است یا خورشید!؟
روزی ملا زیر درخت گردو خوابیده بود که ناگهان گردویی به شدت به سرش اصابت کرد و سرش باد کرد. بعد از آن شروع کرد به شکر کردن
روزی ملا از گورستان عبور می کرد قبر درازی را دید از شخصی پرسید اینجا چه کسی دفن است! داستان خانه عزاداران روزی ملا در خانه ای رفت و از صاحبخانه قدری نان خواست دخترکی در خانه بود و گفت : نداریم!
روی ملا خواست بچه اش را ساکت کند به همین جهت او را بغل کرد و برایش لالایی گفت و ادا در می آورد, که ناگهان بچه روی او ادرار کرد!
روزی ملا به جنگ رفته بود و با خود سپر بزرگی برده بود. ولی ناگهان یکی از دشمنان سنگی بر سر او زد و سرش را شکست.
روزی ملا در باغی بر روی نردبانی رفته بود و داشت میوه می خورد صاحب باغ او را دید و با عصبانیت پرسید: ای مرد بالای نردبان چکار می کنی؟ملا گفت نردبان می فروشم!
روزی ملا ملا به مجلس میهمانی رفته بود اما لباسش مناسب نبود به همین جهت هیچکس به او احترام نگذاشت و به تعارف نکرد!
روزی ملا از بازار یک گوسفند خرید در راه دزدی طناب گوسفند را از گردن آن باز کرد و گوسفند را به دوستش داد و طناب را به گردن خود بست و چهار دست و پا به دنبال ملا را افتاد.
روزی جنازه ای را می بردند پسر ملا از پدرش پرسید : پدرجان این جنازه را کجا می برند؟! روزی از ملا پرسیدند : شما چند سالگی داماد شدید؟
روزی ملا خرش را گم کرده بود ملا راه می رفت و شکر می کرد. دوستش پرسید حالا خرت را گم کرده ای دیگر چرا خدا را شکر می کنی؟
یک روز شخصی که می خواست سر بسر ملا بگذارد او را مخاطب قرار داد و از او پرسید: جناب ملا مرکز زمین کجاست؟
یک روز شخصی خروس ملا را دزدید و در کیسه اش گذاشت,
یک روز ملا به گرمابه رفته بود تعدادی جوان که در آنجا بودند تصمیم گرفتند سر بسر او بگذارند به همین جهت هر کدام تخم مرغی با اورده بودند و رو به ملا کردند و گفتند: ما هر کدام قدقد می کنیم و یک تخم می گذاریم اگر کسی نتوانست باید مخارج حمام دیگران را بپردازد! تا كاري از : بهمن | + | موضوع: |
همونطور که قول داده بودم البته می دونم یه کم دیر شد.امروز می خوام در مورد کشور نیجر یه کم اطلاعات بهتون بدم.که البته بعضی هاش خیلی جالبه. در مورد آداب و رسوم توی بعضی از نقاط هم توی خبر نامه های بعد توضیح می دم . که البته فوق العاده با حاله.
مساحت این کشور ۱۲۶۷۰۰۰ کیلومتر مربعه. از شمال با الجزایر و لیبی.از جنوب نیجریه و بنان.غرب مالی و بورکینافاسو و از شرق هم با چاد هم مرزه. بیش از یازده ملیون جمعیتشه.که سالی ۳/۳٪رشد جمعیت داره. و جزو کشورهای سریع در حال رشد جمعیت هست.و تقریبا هر ۲۱ سال جمعیتش ۲ برابر می شه. ۵۰٪ مردم این کشور کمتر از ۱۵ سال سنشونه. ۷۵٪کمتر از ۳۵ سال. ۴/۵۰٪جمعیتش هم زن هستن.(قابل توجه بچه هایی که هنوز ازدواج نکردن) تو این کشور ۸ قبیله وجود داره.که به ترتیب هوسا(۵۳٪).زرما(۲۱٪).تو آرگ(۴/۱۰٪)پل(۵/۹٪).کنوری(۴/۴٪)توبو(۴/۰٪) .گورمانچه(۳/۰٪).عرب(۳/۳٪)و بقیه(۲/۰٪). بیشتر از ۹۰٪ مردم این کشور مسلمانن.و ۵٪مسیحیو ۵٪ هم بقیه ادیان رو تشکیل میدن. نیجر در دنیا جزو ۵ کشور اول در بی سوادیه. در سال ۱۹۶۰ استقلال پیدا کرد.که اون موقع افراد باسوادش ۶/۳٪ بودن. ولی الان افراد باسواد بین شهرها و روستا هاش فرق شدیدی می کنه. مثلا در شهری ممکنه افراد با سوادش بطور میانگین ۸۵٪ باشن. ولی کلا الان فقط ۱۵٪ مردم در کل باسوادن.که البته همه درس رو تموم نمی کنن. از این ۱۵٪ . ۳۲٪ پسر و ۲۲٪ دختر ابتدایی رو تموم می کنن. ۳۵٪ به راهنمایی میرن . و باز فقط ۲۷٪ از راهنمایی به دبیرستان می رسن. حداکثر سن در این کشور ۴۸ ساله.۲۰٪ از بجه هایی که به دنیا می یان در همون زایمان می میرن .که این با لاترین رقم در دنیاست.۳۳٪ از بچه های به دنیا اومده قبل از ۵ سالگی می میرن.۷/۰٪زنها هم توی زایمان می میرن. که بخاطر بی سوادی و همچنین نداشتن تربیت بهداشتی به این شکل در اومده. امراضی که از اون می میرن:سرخک۲۶٪ . اسهال و سوء تغذیه ۱۸٪ . اشکال تنفسی ۱۷٪ . ۲/۳ هم از ما لا ریا. و فقط کمتر از ۲۰٪ بچه ها توی این کشور واکسیناسیون شدهاند. ۸ تا هم استان داره: آگادز.ـ دینا ـ دوسو ـ مردی ـ توآ ـ تیلاوری ـ زندر ـ و نیامی که پایتخت این کشوره. کلا با این آماری که گفته شد وقتی به شهری مثل نیامی وارد می شین .ماشینهای روز دنیا و ساختمانهای کار درست چهره واقعی از این شهر به نمایش نمی زاره. من می خوام عکسهایی از قبایل مختلف که می دو نم واسه شما خیلی جذابه و همچنین از کل کشور برای شما به نمایش بزارم. اگه واقعا شما این مطالب بالا رو بخونین و نظر ندین خیلی بی انصافین. وا سه ترجمه این مطالب و کارهای جانبی که در آینده بیشتر خواهید دید خیلی وقت صرف شده. پس پاسخ من رو بدین. با تشکر فراوان از آقای ایوب زاده. تا كاري از : بهمن | + | موضوع: |
ترکه داشته پشت بوم خونشو آسفالت می کرده .آسفالت زیاد می یاره سرعت گیر می زاره ترکه سیگارش روشن نمی شده میزارتش تو زیر سیگاری هلش میده. به یکی می گن چی شد معتاد شدی ؟میگه با بچه ها قرار گذاشتیم تفریحی روزهای تعتیل بکشیم یهو عید شد و دو هفته تعطیل. ترکه خوابش سنگین می شه تختش می شکنه. ترکه اسم بچه اش رو می زاره رستم می ترسه صداش کنه. ترکه بی هوا وارد اتاق می شه خفه می شه. یارو باباشو می کشه می ره مرحله بعد. یه روز ترکه می ره خواستگاری .به دختره می گه شما چرا سبیل داری ؟دختره می زنه زیر گریه .ترکه می ره از دلش دراره .میگه مرد که گریه نمی کنه ترکه شب ترکه زمین می خوره واسه اینکه سه نشه تا خونه سینه خیز می ره. ترکه زنگ می زنه ۱۱۸ می گه ببخشید شماره غضنفر رو دارین ؟می گن نه .می گه پس می خونم یادداشت کنین. ترکه از جهنم پا می شه می ره دم بهشت میگه یخ دارین؟میگن داریم ولی نمی دیم .می گه باشه فردا صبح هم شما می یاین واسه آب جوش. ترکه زنگ می زنه فلسطین می بینه اشغاله. تا كاري از : بهمن | + | موضوع: |
|
|